نی نی شعرم بلد شده
به علت علاقه شدید به تاب بازی ، شعرشم دست و پا شکسته و خیلی خلاصه یاد گرفتی اینم شعر نی نی: تاپه اِنداز بابا اِنداز خلاصه و مفید این شعر اصلی : تاب تاب اباسی خدا منو نندازی اگه یه وقت انداختی بغل بابا بندازی یه شعر خوشگل هم برا نقاشی کشیدنت داری: دِش دِش اَبو بعدش هم چشم چشم دو ابرو و ..... دست زدنت هم برا آخر شعره که میگه : ببین چقد قشنگه حیفه بدونه رنگه ...
نویسنده :
مامانی
19:58
نی نی تفنگ به دست
با شروع هفته نیروی انتظامی و پخش فیلم هایی در این زمینه از رسانه ،گلپسری هم بر خود واجب دید که تفنگ به دست شه و به کشورش خدمت کنه از وقتی این فیلما رو نگا میکنی،یه آقا پلیس یا به گفته خودت پیلیس شدی ، کلاهتو سرت میزاری و تفنگتم دستت و شروع به دویدن و تیر زدن به همه میکنی و تو این حملاتت حتما باید ما بمیریم و رو زمین دراز بکشیم و گرنه بعدش نوبته ما که بهت تیر بزنیم ،وقتی تیرت میزنیم ،فوری خودتو رو زمین به نشانه مردن دراز میکنی فدات بشم که انقد فیلسوفی اینم عکسای آقا پیلیس ...
نویسنده :
مامانی
19:43
نی نی داره مشق مینویسه
سلام به گلپسری شرمنده از اینکه دیر به دیر وبلاگتو آپدیت میکنم ------------------------------ چند ماهیه که مداد دستت میگیری و همش دوس داری نقاشی بکشی خیلی زود مداد دست گرفتنو یاد گرفتی،بدون تمرین فقط منو بیچاره کردی،همش میگی : ماما ، ایداد ،دَ تَر(مداد،دفتر) حالا هردوتا رو حتما باید بهت بدیم با یکیش دردت دوا نمیشه عزیز دلم صبح هنو از خواب بیدار نشدی،من تندی خودکارارو از دسترست دور میکنم تا وقتی از خواب بیدار میشی اونارو نبینی و فراموشش کنی(چون وقتی خودکار دست میگیری ،همه دستات و لباسات و ...خودکاری میکنی،برا همون خودکار رو از دسترست دور میزارم) ولی با از خواب بیدار شدنت فوری میگی : ایداد و می...
نویسنده :
مامانی
19:26
این روزا خیلی دوس داری دخمل بشی
یه پیراهن خوشگل عمه الهه برا فاطمه جونی دوخته بود و داش اتو میکردش که ناگهان این پسر ناقلا اومد برداشتش و داد به من و گفت که تنش کنم و فوری گوشی رو آورده که ازش عکسم بگیرم ...
نویسنده :
مامانی
12:17
سفر به کیش
یه هفته بعد تولدت یه سفر به جزیره زیبای کیش داشتیم اولین سفر به کیش شما 3 ماهت بود و همش خواب بودی ولی امسال خیلی بهتر بود چون بزرگتر شده بودی و همه جا رو دلت میخواست ببینی مخصوصا شبی که رفتیم شیشلیک صفدری ،اونجا جشن بود و شما هم خیلی خوشحال و همش نای نای میکردی و بقیه هم حواصشون به تو و برات دست میزدن و ازت فیلم میگرفتن وشما هم اینجوری محمدصالح و کشتی یونانی محمدصالح و بابایی محوطه هتل سواحل خلیج همیشه فارس ...
نویسنده :
مامانی
11:49
تولد،تولد،تولدت مبارک
بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست و قشنگترین روزم ، روز شکفتنت. عزیز دلم ، تولدت مبارک امسال بر خلاف پارسال تولدت خیلی خوب برگزار شد و شکر خدا همه تو جشن تولدت شرکت داشتند و همگی مارو شرمنده کردن و کادو های خوشگل خوشگل برات آوردند. و همه کادوهاتو دوست داشتی و آمار همشون هم داشتی و میدونستی کی برات چی آورده و مثلا ابولفضل جون برات یه اتوبوس بزرگ آورده و همش میگی: آنَ ابوفَ . آخر شب هم با اینکه خیلی خیلی خسته بودی ولی از شوق تا ساعت 2 نیمه شب با همشون ب...
نویسنده :
مامانی
17:37
محمد صالح جون 2 سالگیت مبارک
ابولفضل جون
مسافرت
روز بعد عید فطر یه مسافرت یه هفته ای به سمت شمال کشور داشتیم مسافرتمون از شهر آزادشهر و امام زاده آق امام شروع شد و روز بعد به سمت خزرشهر در نزدیکی ساری رفتیم،اونجا دایی علی ویلا داشت و منتظر ما بود تا این چند روز کنار هم خوش بگذرونیم ویلای دایی جون دوبلکس بود و شما دو تا از پله ها بالا ،پایین میرفتین و اون بالا از نرده ها سرتونو و پاهاتونو آویزون میکردین و همه میخواست این شکلی محو تماشای شما (محمدصالح جون و محمدحسین جون) دوتا وروجک باشن..... بابایی بردت کنار دریا و گفت میبرمش توی ساحل خاک بازی کنه و قرار نبود ببردت توی آب ، یه هویی دیدیم با بابایی و بقیه توی دریا دارین شنا میکنین ...
نویسنده :
مامانی
19:41











